پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

257

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

قدرت ، و پيروزى بر كسى است كه آن را انكارمىكند ؛ ضدّ آن « شك » و « اضطراب » است » ( برگ 148 الف ) . ترمذى در كتاب ختم الاولياء توضيح مىدهد كه « سكينه » اطمينانى است كه دل ، هنگامى كه در خود « حديث » ( كلام ) خدا را دريافت مىدارد احساس مىكند . « حديث » به او اطمينان مىدهد كه الهامى كه در او به وجود مىآيد از خداست ، همان گونه كه پيغمبر اطمينان دارد كه وحيى كه بر او نازل مىشود از سوى خدا مىآيد ( ص 350 ، 372 ) . سكوت « سخن گفتن فقط به قدر ضرورت . » : اين است « سكوت » . در حقيقت ، « آن كه زبان از گفتن سخنان بيهوده نگاه دارد و به آنچه خدا و رسول جايز دانسته‌اند اقتصار كند ، او از اهل سكوت است » . فكرت « نگاه دل به ديدهء عبرت به جلال قدرت و جمال نعمت . » پس فكرت در قدرت خدا و عجايب خلقت براى عبرت گرفتن از آنهاست : همه چيز آيت است و هر آيتى عبرتى دربردارد كه بايد آن را در فكرت « به نور معرفت » آموخت . اين فكرت در دل « انوار فوايد روحانى و عبرت را برمىانگيزد و آتش شهوات را فرو مىنشاند » . ترمذى از « تفكّر » سخن مىگويد كه « اساسا جولان دل است در جهان غيب و ملكوت الهى . عمل آن خاموش‌كردن‌است ، مگر براى برزبان‌آوردن حكمت ؛ ضدّ آن « شهوت » است » ( برگ 212 الف ) . « 162 » وجل « شوريدگى دل از خوف ناگهانى اجل . » « وجل » نوعى « خوف » است كه متعلّق آن مخصوصا مرگ ناگهانى و حيا و خجلتى است كه اين مرگ ممكن است با خود همراه داشته باشد .

--> ( 162 ) . بعضى از صوفيان ميان « فكرت » و « تفكّر » فرق مىنهند : يكى از آنها مىگويد : « فكرت انديشه‌اى است كه بر آن درنگ مىكنند ، ولى تفكّر گريز دل به سوى ملكوت الهى است » ( اقوال‌الائمّة ، برگ 161 الف ) . صوفيان ديگرى ، مانند عمرو بن عثمان مكّى ، كه مخالف عقلى مذهبىاند ، هرگونه تفكّر در عظمت خدا و صفات او را منع مىكنند . حتى حديثى هست كه مىگويد : « در نعمتهاى خدا تفكّر كنيد ، ولى در خدا تفكّر مكنيد » ( همان ، برگ 160 ب - 161 الف ) . همين ضدّ عقلى مذهبى در مسئلهء برترى « ذكر » بر « فكر » نيز هست ( نگاه كنيد به : مصائب ، ص 545 ) .